وقتی حس عاشقیم گل می کنه...

 

وقتی حس عاشقیم گل می کنه

حس شاعریم هم گل می کنه

حس دیوونگی هم همراش می یاد

اون وقت آماده ام برای آتشفشان احساسات

برای ، دنیا رو از محبت لبریز کردن

برای اینکه خودم باشم

خودِ خودِ واقعیم.

 

وقتی حس عاشقیم گل می کنه

دلم می خواد تموم دنیا رو شاد کنم

تموم غما رو آزاد کنم

ببارم واسه ی سبک شدن هر دلی

بتابم به نیاز هر درد دلی

باشم برای خودم

برای خودِ واقعیم.

 

وقتی حس عاشقیم گل می کنه

فراموش می کنم تلخی های اطراف رو

یادم می یاد که فقط مهربونی اثربخشه

دلم می خواد به یاد همه بیارم که با احساس زنده ان

که فقط عاطفه می مونه

که فقط عشق جاودانه ست

ببالم به خودم

به خودِ خودِ واقعیم

 

وقتی حس عاشقیم گل می کنه

دنیا واسم کوچیک می شه واسه عاشقی

لحظه واسم کم می یاد واسه عشق ورزیدن

زندگی واسم خوش رنگ می شه با رنگ عشق

دلم می خواد همه جا رو لبریز از گل و ستاره کنم

دلم می خواد به همه دودستی "لطف" هدیه کنم

می خوام فقط عشق رو فریاد بزنم

بخاطر خودم

خودِ واقعیم.

 

وقتی حس عاشقیم گل می کنه

تو واسم یه جور دیگه می شی

تو واسم عزیزتر و بزرگتر و مهربونتر می شی

تو ، تو زندگیم پُررنگتر می شی

واسم مثل خودم می شی

نه! ، من یه کم مثل تو می شم

اونوقت دلم می خواد تا مثل تو نابترین و پاکترین عشقو نثارت کنم

دلم می خواد دل و جونمو صاف کنم و ارزونیت کنم

می خوام فقط از تو بخونم

فقط از خودت

از خودِ خودِ واقعیت.

 

فقط "تو" باشی

 

 

می خوام از عشق بگم ،

فقط از عشق

نه هیچ چیز دیگه ی این دنیا

می خوام از عمیق ترینشون ، از عشق بگم

می خوام با عشق ،

چشام فقط زیبایی ها رو ببینه

دلم فقط زیبایی ها رو حس کنه

می خوام با عاشقی ،

یادم بره بدی و زشتی هم می تونه باشه

فراموش کنم غم و درد رو.

آره ،

باید غمو چشید ،

باید زشتی رو دید ،

تا بشه خوشی و زیبایی رو فهمید ،

ولی اینا فقط جزئی از زندگیَن

نه اینکه بشه خودِ زندگی!

عشق خودِ زندگیه

غم و شادی جزئی از عشقه

لازمه ی عشقه

لازمه ی زندگیه

لازمه ی دنیاست.

 

می خوام عاشق باشم

می خوام تو غم و شادی فقط عشق رو زمزمه کنم

فقط تو رو زمزمه کنم

تو باشی "همه" ی زندگیم

تو باشی "همه" ی عاشقیم

تو باشی "همه" ی دنیام

می خوام همه ی دنیامو از دید عشق ببینم

با چشم عاشقی نگاه کنم

زندگیم یه جور دیگه شه ،

می گن عاشقا دیوونن ،

آره ، می خوام زندگیم دیوونگی شه !

 

بذار بگن عاشقه

نه ، بگن دیوونه ست

چه اهمیت داره بقیه چی می گن؟!

مهم اینه که تو می گی آدمه!

 

می گن عاشقی یه طرفه نمی شه

می خوام دوطرفه ش کنم

تا دیگه هیچ کی نتونه هیچی بگه

که فقط تو بگی و من بگم

که حس کنم

که عاشق باشم

که فقط "تو" باشی

فقط "تو" باشی

و فقط "تو" باشی .

 

 

بخوان...

 

 

دیری است که برای نوشتن نیامده ام ،

و از برای خواندن نفسی وقف نکرده ام ،

هر چه داشته ام صرف "شدنِ بودن" کرده ام ،

نه برای "شدنِ ماندن" !

چقدر تلاش بباید برای "شدن" ؟!

چه "شدن" ها که بیهوده صرف شدند ،

و چه "شدن" هایی که می باید و وقف نشدند!

برای «با تو بودن» لحظه هایم کفاف نمی کنند ای عشق!

و برای «از تو خواندن» زبانم را یارای نباشد!

دل و جانم ارزانیِ یک لحظه زیبایی ات ،

نفسم فدای ذره ای مهربانی ات.

بخوان باز مرا در زمزمه های باد ،

در وزش نسیم شبانگاهی ،

در لطافت گلهای باران خورده ی بهاری.

بخوان مرا ،

و باز بخوان در تپش قلب بی قرارم ،

در تنگ شدن نفس در سینه ام ،

در حس تمام وجودم ،

که برای تو بلرزد. 

بخوان تا بشکوفد غنچه ی معصوم عاشقی ام ،

تا به بار بنشیند درخت نونهال زندگانی ام.

بخوان مرا که به خواندنت محتاجم!

و من

       آنقدر تمنای خواندنت را می خوانم ،

                                                    تا بخوانیَم...

 

 

 

 

 

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

 

 

 

و  تماشای   تو   زیباست  اگر  بگذارند